در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #2985
    raziyejafarirad
    مشارکت کننده

    [align=justify]فرسودگي بافت قديم و نوسازي تدريجي بافت
    بافت روستا پيش از اصلاحات ارضي بافتي فشرده و متراكم بود كه در زمين هاي لم يزرع مستقر شده و ارباب اجازه ساخت و ساز در اراضي قابل كشت را به رعيت نمي داد. پس از اصلاحات ارضي و واگذاري اراضي به كشاورزان، بسياري از روستائيان خود را ا ز حصارهاي تنگ خانه هاي رعيتي رها كرده و در زمين هاي اطراف، اعم از زراعي و غيرزراعي به ساختن خانه پرداختند هرگاه زمين هاي تقسيم شده مصرف ديگري غير از زراعت پيدا نمايند كه درآمد آن بيش از كشاورزي باشد، كميسيون اصلاحات ارضي استان پس از رسيدگي اجازه تجزيه و فروش آن را خواهد داد.”
    بديهي است كه پيش از اصلاحات ارضي هم – با توجه به روش هاي ابتدايي ساخت و ساز – خانه هاي روستايي پيوسته در حال مرمت و نوسازي بو ده اند؛ ولي اين نوسازي به ناچار در محل استقرار بنا انجام مي شده و ساخت و ساز و تصرف زمين خارج از بافت مجاز نبوده است . ولي در نوسازي پس از اصلاحات ارضي، به دليل باز شدن دستِ روستائيان در انتخاب محل سكونت، بافت قديم به تدريج رها شده و آنان كه از امكانات بيشت ري برخوردار بودند خانه هاي جديد خود را خارج از بافت فرسوده و تاريخي روستا بنا مي كردند. به اين ترتيب بافت اوليه روستا به تدريج از سكنه خالي مي شد و ميزان تخريب در آن بالا مي رفت. اين اتفاق مطلوبيت شرايط زيستي را در بافت قديم كمتر و كمتر مي كرد و در واردي اين بافت به كلي رها مي شد و اهالي روستا به سمت نقاط جذب جديد و عمدتاً جاده روي مي آوردند. اين فرآيند، خزش بافت به سمت جاده و تأسيسات جديدالاحداث را سرعت مي بخشيد.
    توسعه بافت
    يكي ديگر از تأثيرات اصلاحات ارضي بر شكل روستاهاي ايران توسعه فيزيكي بافت است . هرچند كه پس از اصلاحات
    ارضي بسياري از روستائيان در جهت دست يابي به آينده اي بهتر ترك ديار كرده و به شهرها مهاجرت كردند ولي در همين برهه، به سرعت و به ميزان زيادي بر وسعت بافت روستاها افزوده شد. علل اين وسعت يافتنِ ناگهاني را پي مي گيريم:
    1-دو قطبي شدن بافت
    احداث تأسيسات جديدخدماتي در كنار شريان هاي دسترسي به روستا منجر به شكل گيري نقطه اي جاذب و ايجاد مركزي جديد، در برابر مركز قديم روستا شد . دو قطبي شدن روستا باعث گرديد تا بافت در حالتي از تعليق ميان دو قطب قرارگرفته و با حركت تدريجي دانه ها به سمت مركز جديد، بافت روستا پوك، تُنُك و متخلخل شود . در اين سال ها، مركز قديم روستا كه همچنان از نقاط قوتي همچون چشمه، امامزاده، مسجد، حسينيه، حمام و خانه كدخدا برخوردار بود به س ادگي تسليم و تخليه نمي شد و مركز جديد نيز با امكاناتي نو بافت را به سوي خود دعوت مي نمود. در مطالعه بافت هاي روستايي پس از اصلاحات ارضي مشاهده مي كنيم كه روستا از وضعيت تاريخي خود خارج شده، اراضي جديدي را -اعم از كشاورزي و غير كشاورزي – اشغال نموده و بافتي وسيع و كم تراكم را به وجود آورده است.
    2-افزوده شدن سطح اشغال مسكن
    از ديگر علل توسعه كالبدي بافت روستاهاي ايران پس از اصلاحات ارضي، زياد شدن سطح اشغال زمين توسط مسكن بود؛ روستائيان كه پيش از اين در مساكني فشرده و با تراكم بالا مي زيستند، اكنون امكان يافته بودند تا خانه هايي گسترده تر با فضاي باز و نور بيشتر داشته باشند . هرچند كه بسياري از اين ساخت و سازها در زمين هايي انجام مي شد كه مي توانست زير كشت قرار گيرد، ولي اشتياق رهيدن از مسكن هاي رعيتي آنچنان بود كه فرصت عاقبت انديشي به روستايي نمي داد.
    خانه ها يكي پس از ديگري ساخته مي شد و بافت مياني روستا شكل مي گرفت. بافتي كه در آن اطاق، انبار، آغل، اصطبل و طويله از يكديگر جدا شده و محيطي فراخ تر براي زيستن روستايي فراهم مي كرد.[/align]

در حال نمایش 1 نوشته (از کل 1)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.